چهل ماهه شدی نفسم......
به تمام خوبیها و پاکیها و مقدسات سوگند به عشق دیدن لبخند توست که به این دنیا پایبندم دلبندم.......... ٤٠ ماهه شدی عزیز دلم...... مبارکت باشه چهل ماهگی مبارک قند و نباتم شکلاتم آبنباتم چیزی در کلامم نیست! جز دوستت دارم های...
زندگی..... عشق...... لبخند......
برای پسرم که همه زندگیم
هیچ وقت یادمون نره.......
تعطیلی هفته گذشته.....
سلام بزرگ مرد کوچکم هفته گذشته دوشنبه (٢/١٠ اربعین حسینی)تعطیل بود ظهر رفتیم خونه خاله بابایی نذری داشتن من و شما و بابا سه تایی رفتیم خونه خاله و بوی غذای نذری تمام کوچه پر کرده بود واقعا این غذای نذری چی داره که اینقدر خوشمزه میشه نمیدونم مثل سالهای قبل نتونستیم زیاد اونجا باشیم و بهشون کمک کنیم بابایی کار داشت و باید برمیگشتیم غذامون گرفتیم و اومدیم خونه خوردیم قبلشم غذای عمه روشنک بردیم دادیم غروب هم رفتیم بیرون و چرخی زدیم چون همش میگفتی من ببرین پارک و هوا هم خیلی سرد بود و نمیشد بریم پارک قرار شد بریم پارک رویای کوچولوها تا اونجا راحت بازی کنی چون دوستم بهم از قبل گفته بود که شب بیاین خون...
یه جمله گرم تو یه روز سرد زمستونی برای پسرم
ذهن های بزرگ درباره ایده ها صحبت می کنند , ذهن های متوسط درباره رویدادها حرف می زنند , و ذهن های کوچک درباره دیگران!!!!!!!! ...









